خودم | بانوی اردیبهشت

بانوی اردیبهشت

وب‌نوشته‌های نازنین کاظمی

همیشه دوست داشتم سخت ترین راهها رو انتخاب کنم….

یه جور بیماری می تونه باشه

بیماری مهلکی که به مرگ بیمار منجر میشه

هدفون گذاشتم رو گوشم که همه فکر کنن دارم آهنگ گوش میدم نیان سراغم

تو خونه ،سر کار

چرا انقدر گریزون شدم از آدمها ؟

یه وقتهایی یه اتفاقهایی می افته که مثل خواب دیدن می مونه . سریع کوتاه و تاثیر گذار

اون موقع است که گیج میزنی که عمقش زیاد بوده در فرصت کوتاهش یا چون مثل صاعقه یهو نازل شده انقدر تاثیر گذاشته ….

الان گیج میزنم

دل همایونیمان مادرمان را میخواهد در آستانه روز مادر

گاهی اوقات اون خواستنه انقدر قوی میشه که یه ترس و واهمه ای می اندازه تو دلت….

گاهی یه چیزایی هست توی زندگی که وقتی بهشون فکر می کنی لبخند میزنی و آروم رد می کنیشون از ذهنت … الان یکی از اونا می خوام

خسته شدم از این همه خستگی

چونان پیچکی هراسان

down down down

سکوت که می کنی ، سقف آسمانت بلندتر میشود